Thursday, January 2, 2014

مقایسه واپسگرایی و شیعه

مدرنیته خیلی‌ می‌تونه کمک بزرگی‌ باشه برای خلاص شدن از شر این طاعونی که روی سر مردم ایران هست.

خیلی‌ وقته می‌خوام جریان واپسگرا را با دین شیعه مقایسه کنم. مقایسه این دو نشون میده فرهنگ پارسی‌ واقعا از چه مسائلی‌ رنج میبرد.

هر دو خود را تافته جدا بافته می‌بینند . 1


جریان واپسگرا اعتقاد داره که بازمانده نسل آریائی هست و خودش رو وارث اعتبار تمدن هخامنشی می‌بینه، شیعه هم معتقد هست که ما قوم امام زمان هستیم و ...قوم برگزیده هستیم. تزریق غرور ملی‌ البته کار ناپسندی نیست، ولی‌ تزریق خود برتر بینی‌ خیر

این امر به دلیل پای داشتن در گذشته و قرار دادن هر شخص حاضر پائین تر از هر شخص متوفی عملی‌ مخرب , مرده پرستی‌ و دقیقا ذلیل کردن ملی‌ است.

2 نژاد پرستی‌ و مبارزه با فرهنگ عرب از خصایص هر دوست.

پاسداری از فرهنگ خود درست است ولی‌ اشاعه تنفر و نفرت پراکنی یک عمل خطرناک و پست است.
جریان واپسگرا اعتقاد دارد که عرب‌ها مسول بدبختی ما هستند،همینطور نماینده دین شیعه که ایران باشه ، بر کسی‌ پوشیده نیست که بزرگترین دشمن جمهوری اسلامی عربستان صعودی وجامعه اهل سنت است . البته شیعه از این نظر که صحبت‌های تنفر آمیز در خصوص عرب نمی‌کنه و به قول معروف نژاد پرستی‌ را در این زمینه حذف کرده از واپسگراها جلوتر و مدرنتر هست.

الگو‌های هردو مشابه هستند3

قربانش بروم ، قهرمان سازی و قهرمان پروری‌ها در ایران که ریشه ساختار استبدادی جامعه هست در هر دو به خوبی‌ متجلیست . واپسگراها در پی‌ تقدس کورش هستند و شیعه‌ها در پی‌ تقدس علی‌ . هرچی‌ جمله خوب هم میبینی‌ هم کورش گفت هم علی‌ ، و شما میبینی‌ که هر دوی اینها در ذهن ایرانی‌‌ها یکی‌ هستند ، یعنی‌ پوریای ولی‌ و کورش و علی‌ و داریوش و حسین و محمد و کلا همه قهرمان‌ها همه یک نفر هستند . آن یکنفر هم کسی‌ نیست جز الگوی جامعه ایرانی‌ که وجود خارجی‌ ندارد.


واپسگراها گرچه اهمیّتی برای ارتش کورش قائل نیستند البته شیعه  ارتش علی‌ را امتی نادان می‌پندارد که وقتی‌ که باید , به قرآن حمله نمیکنند و حسین را در کربلا با هفتاد نفر تنها میگذارند، خوب اینجا همین که اسمی از ارتش کورش به میان نمی‌آید بخاطر این است که ملت نمیداند که کورش هم در یکی‌ دوتا جنگ شکست خورده و دوبار به لیدی لشگر کشی‌ کرده.

مرده پرستی‌ و گور کنی4
واپسگراها مرده پرست هستند ، شیعه‌ها هم مرده پرست هستند.  قهرمان‌هایشان مرده هستند و دوران طلائیشان هم گذشته است.


همانطور که برای واپسگراها هم اتفاق افتاده، و آنها درگیر تاریخ هستند ، هنوز در گیر حمله عرب و دوران هخامنشی هستند شیعه نیز هنوز در همان سالها ، البته یک چند سالی‌ بعد تر . زمان امام حسین و جاهلیت و اینها گیر کرده. هر دو به دنبال راه حل در گذشته میگردند.


حال آنکه پاسخ در زمان حال است، پاسخ در کتب جامعه شناسی‌ است پاسخ در کتب روانشناسی‌ است. و پاسخ در مولتی‌ میدیا و علوم سیاسی است. پاسخ در علم حقوق و امسال اینها است. پاسخ در دانش امروز نهفته است نه در خیالات و اوهام دیروز. و از این رو هر دو جریان هایی شکست خورده هستند. یکی‌ در اداره حکومت و دیگری در کسب قدرت.


ارزش‌ها یکی‌ هستند

جعل تاریخ5
واپسگرا‌ها برای رسیدن به اهداف مختلف در حال جعل خبر هستند در حال جعل تاریخ هستند ، در حالی‌ که از کورش بیش از یکی‌ دو کتیبه پیدا نشده است اگر حرفهای کورش را گرد بیاوری روی اینترنت یک رساله امام خمینی ازش در میاید. شیعه هم با جعل تاریخ این واقعیت را می‌پوشاند که بخشی از لشگری که امام حسین را کشتند از ایران بود ، کوفه خودش از فتوحات مسلمانان بوده است. البته همه جای دنیا جعل تاریخ توسط همه انجام میشود و مردم فریبی میکنند 

خرافه زدگی و گریز از برخور علمی‌6
هر دو خرافه زده هستند ، اسلام به دنبال علمی‌ کردن قرآن است و به همان شدت  در حال دروغ گفتن به مردم هستند.


ببخشید حقیقت خیلی‌ تلخ است. اصلا ته دهانم تلخ شد ، من هم یک روزی فکر می‌کردم که ما ایرانی‌‌ها خیلی‌ تافته جدا بافته هستیم ، امروز که می‌دانم ما تافته جدا بافته نیستیم و یک جمعیتی از کره کوچولو زمین هستیم.


تعصب و انکار حقیقت7
اگر به واپسگرها بگویی که تافته جدا بافت نیستند ، حرف ترا انکار میکنند ، آنها ممکن است از هر روشی‌ برای انکار استفاده کنند. شیعه‌ها هم همین روش را دارند از آنجا که قدرت دست شیعه‌ها هست آنها ممکن است آدم بکشند تا مساله را بپوشانند .


واپسگراها و شیعه‌ها هر دو متعصب اند و متحجرند.

یهودی ستیزی8
واپسگراها و شیعه‌ها و همچنین مردم ایران همه یهودی ستیز و نژاد پرست هستند . در این زمینه پژوهش میدانی کردم.

واپسگراها رضا شاه را اصلح‌ترین می‌داند و در این زمینه با سبز الهی‌ها که امام خمینی را اصلح می‌دانند یکی‌ هستند ، و هر دو از شیعه که امام علی‌ را اصلح می‌داند مدرن تر هستند و از حکومت که سید علی‌ را اصلح می‌داند عقب تر هستند چون این یکی‌ هنوز زنده است.

مردم ایران به این نتیجه میرسند که حکومت غلط است، نمی‌داند چرا ولی‌ از وضعیت حکومت معلوم است که حکومت همه جایش می‌لنگد.

مردم دانش ندارند چون رژیم‌های واپسگرا و متحجّر بسته هستند اجازه رشد و انتقال اطلاعات را در جامعه نمی‌دهند. گرچه رژیم‌های مدرن هم همچین اجازه همه کاری را نمی‌دهند ولی در شرایط آزاد است که انسان شکوفا میشود. ولی‌ مردم به واسطه‌ شرایط  از دیدن دنیای بیرون محروم هستند 

مردم از دولت زده میشوند اما در نزدیکترین ایستگاه به حکومت لنگر میاندازند. این ایستگاه همین واپسگرا‌ها هستند. نزدیکترین گزینه . این تمایل برای این است که ارزش‌های جامعه و ارزش‌های مردم دارای قالبی است که شیعه پرور است .

فرد در سایه آنها به خواب خرگوشی ادامه میدهد و حکومت هم این را می‌داند . تمام ارزشها‌ی که برای حکومت قابل بهر برداری هستند در فرد دست نخورده میماند.

مراسم متشابه دین متشابه9

ما قبل از اسلام هم مراسم سوگ سیاوشان داشتیم ، سوگ سیاوشان همان دهه محرم است . مردم نمی‌خواهند این قالب را رها کنند . و سیاستمدارانی که از قالب همین مردم بیرون می‌آیند همین قالب را نگاه میدا‌رند ، درد این است این دوره باطل باید مرحله به مرحله اصلاح بشود.و هیچ کس اصلا تو این باغ‌ها نیست.


مردم عمد‌تاً امید دارند که همه چیز بهتر خواهد شد ، ولی‌ نمی‌دانند که چرا این احساس را دارند. در واقع این امید بخاطر آن است که اگر نداشته باشندش دق میکنند
آنها از این افسوس خوردن به حال گذشته و "خاک بر سر ما گفتنشان" هیچ چیزی نصیبشان نمی‌شود در حالی‌ که شیعه‌ها بابت حوزه پول میگیرند

واپسگراها نه این که قدرت مالی ندارند ، ولی‌ قدرت مالی شان در مقابل مجاهدین هم هیچ است ، چه برسد به خود حکومت.

واپسگرها هیچ رهبری ، یا نیروی قهری و سازمان دهی‌ منسجم و مراسم و گردهمایی ندارند ، شیعه‌ها همه اینها را دارند تازه از هر کدامش چند تا دارند.

در کل سرو ته‌اش را بزنی‌ تاریخ را که از واپسگراها بگیری باید بروند سراغ شاهنامه فردوسی‌ ولی‌ شیعه‌ها اگر کتاب تاریخ را ازشان بگیری اصلا ککشان هم نمیگزد انقدر رساله و کتاب دارند تازه هر روز هم در قم تولید میکنند.

در حقیقت واپسگراها بهترین یار و همراه حکومت هستند. 

راستی‌ یادم رفت کشته شدن در راه وطن هم همان کشته شدن برای مملکت امام زمان است. که مهمترین کاربرد همان قهرمان پروری است.

امیدوارم که حرف دل شما را زده باشم ، هر تلنگری این دوره باطل را کمی‌ قلقلک خواهد داد ، و با تلنگر‌های کوچک میشود این مصیبت را از سر مردم برداشت. اگر یک حرکت قهرمانانه و یک مرتبه می‌خواهید کلا مطلب را نگرفتید .

تلنگر زدن کافی‌ است. ما انقدر آدمهای خوبی‌ هستیم که دلمان نمی‌خواهد کسی‌ خودش را برای ما فدا بکند، ما کاستی‌های بقیه را می‌بخشیم و دنبال انسان کامل نمیگردیم. ما وضعیت کنونی جهان را میبینیم و می‌دانیم که ما در جایگاه خود هستیم چه خوب و چه بد. ما به نژاد‌ها دیگر و حتا حیوانات هم احترام می‌گذریم و ما اعتقاد داریم که بهترین نیستیم ، بدون آنکه بدانیم که حتما نتیجه خیلی‌ خوبی‌ حاصل خواهد شد تلاش خودمان را می‌کنیم 

به هر دری می‌زنیم

تجربه می‌کنیم

آزمایش می‌کنیم

میجوییم

و خودمان به زندگی‌ خودمان معنی‌ میدهیم،

ما بدنبال این نیستیم که قهرمان باشیم

ما خودمان هستیم و زندگی‌ می‌کنیم.

ایام به کام.

Thursday, August 8, 2013

ناسیونالیسم و دگماتیسم

 
در تابستان دو هزار و سیزده میلادی 

ایرانی‌ که اسیر چنگال ایدهای بنیاد گرائی و مذهبی‌ است ، هیچ چیزش برنامه پذیر نیست اعدام‌ها هم با تأخیر انجام میشوند.

ناسیونالیسم باید در پی‌ آگاه کردن باشد 

ناسیونالیسم‌ای  به چه روزی افتاده است . چه میپرستند؟

وطن پرستان وطن را نمی‌پرستند

آنها بتی از کورش ساخت اند و بت خودشان را میپرستند . کورش شخص موفقی‌ در تاریخ بود . ناسیونالیست‌ها به نقل حدیث و روایت جا پای مسلمانان میگذارند و به جای برسی‌ علمی‌ و منطقی‌ با تنبلی همین روش‌های ملایان را به کار میگیرند . 
 
بت‌سازی از کورش یک حرکت کور و عوامفریبی است . این بت‌سازی توهین به کورش و مصرف کردن اعتبار او و پیروانش است است .

مردم آگاه ، پرسنده است ، من سوال و جوابی‌ در فروم‌ها ، یا پویشی و تحقیقی در میان آن‌ها نمی‌بینم . . 

نژاد پرستی‌ 

از بت سازی بگذریم ، به نژاد پرستی‌ میرسیم ، پس از این که مردمی را که بر جاده ابریشم از ، سرخ و سفید و سیاه و زرد و سبزه با چشمان کشیده و درشت و گرد و همه جور ترکیب نژادی از قفقازی تا سواحیلی و از لهستانی تا لر را در خودش جا داده را فرزندان کورش خواندیم و نژاد آریائی نامیدیم ، میرسیم به دشمنان نژادی ما

مردم بابل باستان، مهاجران قزاق و ترک در ترکیه ، اعراب فقیر خوزستان و حتا سیاه را  عرب می‌خوانند

بله ناسیونالیسم دشمن دارد
به جای باز سازی به فکر انتقام است .به جای ترمیم به دنبال ویرانی است


خصومت با عربستان صعودی 

نژادی کردن دین اسلام و در ادامه مبارزه با اعراب به جای مبارزه با خرافات دینی

موضع گیری بر علیه یهودیت و دولت اسرائیل در حالی‌ که یهودیت هم یک دین است و یک نژاد نیست

و موضع گیری بر علیه ترکیه در صورتی‌ که ترکی‌ یک نژاد نیست بلکه یک زبان است
 
نژاد پرستی‌ مخالف حقوق بشر است  .

چه بسا در آینده نزدیک ما برای تامین منافع و منابع خود مجبور بشویم به همکاری با همین کشور‌ها تن‌ بدهیم .و متحد کنونی موضع مخالف بگیرد ، این گونهٔ ترویج موضع گیری اساس در منافع اقتصادی ما ندارد و تهوع آور است 
 
کسانی‌ که بدون دلیل و منطق تنها انسان خداهای خود را از علی‌ و محمد به کورش و انوشیروان تغییر داده اند 
  همان دگماتیسم و فاشیسم است که میبینیم در جامعه قحطی زده ایران رشد می‌کند
 
این‌ها همه و همه برای عوام فریبی و جذب طرفدارانی است که کور کورانه این ایده را طرفداری میکنند . 

چه باید کرد 
حکومت بیکفایت از مردم نادان تشکیل شده ، این مردم نادان باید آگاه بشوند .

Thursday, June 14, 2012

جام حذفیه سیاست ایران

فقط یک نگاه کوچک به لیست نامه کسانی‌ که در سیاست ایران حذف شده اند بیاندازید
 
دختر بچه های اعدام شده بين 13 و پانزده سال , 471 نفر زنان حامله  ,از نقاط درخشان در کارنامه جمهوری اسلامی است



در این لیست ده هزار و هفتاد نفر نام برده شده اند
 
حد اقل پانصد و چهل و شش (۵۴۶) تن در سال ۲۰۱۰ میلادی در ایران اعدام شده اند.
 
 

Friday, March 2, 2012

مردم سه سال پیش : رای من کجاست ؟ ، هم اکنون دولت : رای تو کجاست ؟


همین که مردم به این سطح از آگاهی‌ رسیدند که شرکت نکردن در انتخابات بهترین گزینه هست ، برای من یک دنیا ارزش داره ، چقدر خوشحالم که میبینم مردم کشورم اشتباهاتی رو که قبلا انجام دادند دیگه تکرار نمیکنند ، چقدر شادم که میبینم رژیم مجبوره التماس کنه به مردم برای رای دادن ، چقدر دلگرمم که میبینم مردم در رای ندادن خودشون همدل هستند ، امروز روز خوبی‌ بود برای من و فکر می‌کنم برای ما ، حداقل از این که میبینم مردم ایران هم از تاریخ درس میگیرند خوشحالم .‌ای کاش که طعم آزادی و دموکراسی رو بچشیم .


برای کسانی‌ که رای دادن هم متاسف نیستم همیشه یکی‌ باید توی کلاس رفوزه بشه .

Sunday, December 25, 2011

بیست و پنج راه سیستم‌های اطلاعاتی‌ برای پنهان کردن حقیقت با استفاده از تکنیک‌های ضد اطلاعاتی‌ و دروغ

رسانه‌‌های جمعی پر است از بهانه‌های متعددی که مشکلات اقتصادی ، سیاسی و محیط زیست را به قول خودمان ماست مالی میکنند ، آنقدر که آدمی‌ نمی‌داند چه چیز را باید باور کند .

مردم از قحطی میمیرند ،رکود اقتصادی یکی‌ پس از دیگری کشورها را در می‌نوردد , هزاران پرندهٔ میمیرند ، نسل حیوانات منقرض میشود ، حقوق اجتماعی انسانها نادیده گرفته میشود ، حقوق بشر پایمال میشود ، و ما شاهد مسخره‌ترین جواب‌ها و گزارش‌هایی‌ هستیم که این مسائل را توجیه میکنند 

این تحمیق و جواب‌های مسخره‌ای که همیشه نوعی توهین به من و شما محسوب میشود و این همه دلایل مزخرف که به خورد ما میدهند همه برای این است که خیال ما را آسوده سازند و ما را از مساله اصلی‌ منحرف کنند . ما همه , قدرتی‌ را که تمام منابع اطلاعات را کنترل می‌کند میشناسیم ، سیستمی که احزاب و جناح‌های سیاسی را کنترل مینماید ، هم دست راستی‌‌ها را و هم همه مخالفین  را و غیره و غیره 

وقتی‌ شما این قوانین را فرا بگیرید به راحتی‌ می‌بینید که چگونه جهان نوین جلوی شما شعبده می‌کند ، خواست ما از شما این است که این اطلاعات را با دیگران به اشتراک بگذارید . تا دیگران نیز اینها را بشناسند و یاد بگیرند و بنا به خواست خودشان بی‌ توجه باشند و یا مقابله کنند .

کسانی‌ که در زمینه دروغ و حقه بازی حرفه ایی هستند مثل ، سیاست مداران ، برخی‌ وکلا ، خلاف کاران حرفه‌ای و سیستم اطلاعات و امنیت بخوبی این اصول را به کار میگیرند . متأسفانه افکار عمومی‌ دفاعی بر علیه این سلاح ندارد ، و به راحتی‌ مقهور این تاکتیک‌ها میشود ، تاکتیک هایی که در گذشت زمان ثابت شده است .

آنها در خواست می‌‌کنند که هر آنکه  که بحثی‌ دارد یاهر چیز جدیدی را می‌‌خواهد بیاورد، باید مثل پروفسور‌ها محققین یا نویسنده‌هایِ تحقیقات نظرات خودشان را ثابت کنند.  چیزی غیر از این بی‌ معنا، بی‌ مفهوم و یک عقیده بی‌ ارزش به حساب می‌‌آید. هر کس هم که با عقیده آنان موافق نباشد حقیقتاً احمق (دقیقا به همین نام) خوانده می‌‌شود. 

برگرفته از بیست و پنج راه منکوب کردن حقیقت ، قوانین ضد اطلاعات ( شامل ۸ ویژگی یک عنصر ضد اطلاعاتی‌ ) توسط اچ‌ . مایکل سوینی . این بیست و پنج شیوه و عمل کرد همه جای رسانه‌‌های عمومی‌ هستند .از یوتیوب گرفته تا  فیس بوک و توییتر ، هر شبکه و وبلاگی .

و شرح ماجرا :
1
 شتر دیدی ندیدی . علیرغم هر آنچه که میدانید راجع به آن صحبتی‌ نکنید ، خصوصأ وقتی‌ یک شخصیت مطرح هستید ، مثل اشخاص سیاسی ، اجتماعی ، خبری و ... . اگر موضوع گزارش نشده پس اتفاق نیفتاده ، و شما مجبور نیستید با مساله برخورد کنید .
2
نقش دیر باوری و آزرده خاطری . از پرداختن به مساله اصلی‌ پرهیز کرده و بحث را روی مسائل فرعی بکشید و سعی کنید که موضوع اصلی‌ را طوری جلوه دهید که موضوع اصلی‌ به گونه‌ای خیلی‌ اقرار آمیز جلوه کند . در صورت شکست مسئله را مقدس جلوه بدهید . این به تکنیک " چطور جرأت میکنی‌ " یا " به امام توهین میکنی‌ " معروف است .
3
 شایعه پراکنی . از بحث مستقیم در خصوص مساله اصلی خودداری کنید ، علیرغم هر گونه دادرسی یا مدارک موجود ، مساله را در شایعات و اتهامات ناروا غرق کنید . مانور بر سایر زوایای موهن ماجرا نیز در پوشش حقیقت کمک می‌کند .این ماجرا در سکوت رسانه‌‌ها به خوبی‌ کار می‌کند ، نمونه ایی که در ایران قبل از دستیابی مردم به ماهواره حرف زیادی برای گفتن داشته است . از دلایل قوت این مطلب و اهمیت آن ، آنست که تنها راهی‌ که توده‌ ها در خصوص حقیقت آگاهی‌ پیدا میکنند از طریق همین بحث‌ها است . همچنین اگر امکان آن هست که موضوع را در سطح اینترنت مطرح کنید ، این حقیقت را به صورت یک اتهام ناروا جا بیاندازید که هیچ پایه ای در دنیا واقعی‌ ندارد
4 
از یک شخصیت پوشالی استفاده کنید . با یک شخصیتی که به ظاهر در اپوزیسیون مهره ای هست  به صورتی‌ که مطمئن هستید به راحتی‌ شکست می‌خورد و باعث میشود شما خوب به نظر برسید و کل اپوزیسیون بد به نظر بیاید طرف شوید . همچنین میشود مساله‌ای را  بصورت کاملا بی‌خطر مطرح کنید , بر پایه ترجمه شما از دعوی بین دو اپوزیسیون به نحوی که شما نقش قاضی و هدایت کننده بحث را بازی‌ کنید ،  از ضعیف‌ترین زاویه به ضعیف‌ترین حلقه اتهام  مساله حمله کنید

 با بزرگنمایی آن و در عین حال تخریب باقی مطلب به طرزی که گوئی اتهامات را مو شکافی و رفع می‌کنید ،" حقیقی‌ و مستدل "، در حالی‌ که در واقع شما از بحث در مورد موضوع اصلی‌ پرهیز می‌کنید 
5
با اسم گذاشتن و استهزأ بحث را منحرف کنید . این حالت به معنی‌ به " حمله اصلی‌ را بخود قاصد کردن " است . طرف مقابل را توسط القابی مثل دست راستی‌ ، لیبرال ، چپی‌ ، چپول ، تروریست ، رادیکال ، نظامی ، نژاد پرست ، مذهبی‌ افراطی ، گی‌ و یا ترکیبی‌ از این‌ها خطاب کنید . این باعث میشود دیگران میلی به پشتیبانی‌ از این عقاید نداشته باشند و به دلیل ترس از همین برچسب ها کناره گیری کنند و شما از درگیری با مساله فرار خواهید کرد .

6
بزن و در رو . در هر اجتماعی ، یک حمله مختصر به طرف مقابل یا موقعییت اجتماعی اش کرده و آنگاه قبل از این که جوابی‌ بتواند داده شود چهار نعل از محل بروید . یا به سادگی‌ پاسخ را ندیده بگیرید . این بصورت فوق‌العاده ای‌ در اینترنت و نامه‌های سر گشاده کار می‌کند ، جائی‌ که هزاران شخصیت جدید و مجازی میتواند ساخته شود و از آنها استفاده گردد ، بدون این که نیازی به انتقادی منطقی‌ باشد . یک اتهام یا یک حمله ساده کنید ، و هرگز در خصوص مساله اصلی‌ صحبت نکنید . و هرگز پاسخی به آن ندهید چرا که پرداختن به این مسائل پرداختن به نقطه نظر مخالفین می‌باشد .
7
سوال مغرضانه . با پیچاندن یا دست گذاشتن روی هر حقیقتی که میتواند این مفهوم را برساند که طرف مقابل به دنبال اهداف شخصی‌ یا تعصبات خود می‌باشد  از بحث در مورد موضوع اصلی‌ پرهیزکنید . این باعث  میشود طرف مقابل  بر سر موضع دفاعی قرار بگیرد 
8
مانور اقتدار . طوری وانمود کنید که گوئی شما انسان مقتدری هستید و در مباحثه از اصطلاحات صنفی استفاده کنید و به جزئیات بپردازید به نحوی که القا کند شما کسی‌ هستید که می‌داند . و به سادگی‌ حرف خود را بزنید بدون این که در مورد موضوع مو شکافی کنید یا در مورد چرایی آن بحث کنید و یا کلاّ چیزی در این خصوص ارائه کنید
9
ادای آدم‌های احمق را در آوردن . علیرغم هر گونه مدارک موجود یا بحث منطقی‌ که در جریان است ، از بحث در مورد مسائل اجتنب کنید به این شکل که " مطلب هیچ اعتباری ندارد " ، " مطلب مزخرف است " ، " مدارک کافی‌ نیست " ، یه حرف درست بزن " ، " منطقی‌ باش " ، "به یک نتیجه منطقی‌ برس " ، خوب اینها را مخلوط کنید تا به بهترین نتیجه نائل شوید ".
10
 اتهامات وارده را با اخبار کهنه مربوط کنید : این مورد یک مشتق از مرد پوشالی است ، در شرایطی که ابعاد مساله بسیار وسیع است . بالاخره یک شخصی‌ پیدا میشود که شتابزده اتهامات را وارد می‌کند ، اتهاماتی که به راحتی‌ قابل حل است . وقتی‌ که این مساله نمود پیدا کرد ، از سمت خودتان یک مرد پوشالی را سپر مطلب کنید و او را به سراغ مطلب نورسیده بفرستید (به صورت بخشی از پلنهای احتمالی‌ ). باقی‌ اتهامات ، با هر گونه پایه و اساس محکم و بخش‌های جدیدی که مشخص میشوند به سادگی‌ میتواند بی‌ اهمیت تلقی شود و از آن به عنوان  تکرار مکررت یاد شود بدون این که به مساله کنونی ربط داده بشود . چه بهتر وقتی‌ که مخالفین در مساله اصلی‌ مغبون شده و یا درگیر بزرگنمایی مساله هستند ؛
11
 گزینه‌های را برای عقب نشینی آماده کنید و به آنها تکیه کنید . از تم یک موضوع جزئی یا غیر مهم استفاده کنید ، با تظاهر به خلوص اعتراف کنید که اشتباهت ساده‌ای اتفاق افتاده است ، اینجا اشاره کنید که اپوزیسیون سعی‌ می‌کند از این فرصت استفاده کند تا همه چیز را بزرگ نمایی کند و آنرا جرم و جنایتی عظیم جلوه بدهد .که " اینطور نیست " ، در مراحل بعد دیگران هم میتواند  این مساله را برای شما تقویت کنند . اگر به خوبی‌ انجام شود منزه بودن و قبول مسئولیت به یقین از طرف مردم برای شما احساس همدردی و احترام به همراه میاورد . 
12
 این معما هیچ راه حلی ندارد .چتری از بازیگران و حوادث مختلف بر سر واقعه بکشید که جرم را تحت محاصره قرار میدهند و آنقدر مساله را پیچیده کنید که غیر قابل حل به نظر برسد .  این موجب میشود به غیر از کسانی‌ که از آغاز مساله را دنبال میکردند سایرین علاقه خود را  به دنبال کردن مطلب از دست بدهند بدون این که هیچ گونه مساله جدی نیز مطرح شده باشد
13
منطق الیس در سرزمین عجایب . از بحث بر سر مطلب با استدلال استنتاجی یا هرگونه منطق خود داری کنید و آن را با یک منطق قیاسی به شکلی‌ مطرح کنید که مساله را کاملا دفن کند .
14
14 راه حل کامل و جامع درخواست کنید . از صحبت مستقیم در خصوص مساله خود داری کنید با درخواست راه حل از اپوزیسیون که مساله را کاملا حل نماید ، ترکیب این مطلب با قانون شماره ده به شکل بی‌ نزیزری کار می‌کند یعنی‌ شما میتوانید مواد خام را هم به آن طریق فراهم کنید .
15
طوری حقایق را پشت هم بگذارید که نتیجه گیری متفاوتی حاصل گردد . این به ذهن خلاقی احتیاج دارد در غیر این صورت به جای تبرّی ، به احتمال قریب به یقین جرم در آینده ثابت خواهد شد .
16
 نابود کردن شواهد و مدارک . اگر در دنیای خارجی‌ وجود ندارد ، یک واقعیت نیست و شما مجبور نیستید که به آن بپردازید .
17
 موضوع بحث را عوض کنید . در حین انجام دادن یکی‌ دیگر از قوانین   این طریقه را ترکیب کنید و  با پاسخ‌های ساینده و بحث برانگیزراهی‌ برای به انحراف کشیدن بحث پیدا کنید . به امید این که توجه را از موضوع اصلی‌ منحرف کرده و موضوع بحث قابل مدیریت گردد . همچنین  بر سر اینکه چه کسی‌ میتواند با شما بر سر مطلب جدید بحث کند مبارز بطلبید . فیلد جدید را بسیار باز کنید تا حدی که بیشتر مسائل اصلی‌ مورد بحث قرار نگیرند .
18
 احساساتی‌ کردن ، عصبانی‌ کردن و سیخونک زدن به طرف مقابل . اگر هیچ کار دیگری نمیتوانید بکنید ، از حریف خود گله کنید و حتا بر سر و فریاد بزنید و او را به سمت یک واکنش احساسی‌ بکشانید که موجب میشود احمق و بی‌ نگیزه جلوه کند و سپس مساله را به طور کلی‌ به شکلی‌ باز سازی کنید که آنچنان منسجم نباشد . نه تنها در درجه اول شما از بحث در خصوص مساله گریخته اید ،  اگر احساسات آنها خیلی‌ برانگیخته شد و  به مساله اصلی‌ اشاره کرد ،  با اذعان به این مساله که آنها چقدر در خصوص انتقاد حساس و هیجان زده هستند شما میتوانید از صحبت اجتناب کنید  .
19
 شواهد موجود را ندیده بگیرید و درخواست تهیه شواهد غیر ممکن را داشته باشید . این قانون یکی‌ از مشتقات "ادای آدم‌های احمق را در آور" است . علیرغم هرگونه شواهد که ممکن است توسط اپوزیسیون در جامعه مطرح گردد ، با ادعای نامربوط بودن مسائل از ایشان تقاضای چیزی را کنید که غیر قابل انجام است . ممکن است آن مطلب وجود داشته باشد ، ولی‌ میتواند قابل نابود کردن باشد ، و میتواند چیزی باشد که به راحتی‌ نابود شود ، مثل آلت قتل . برای موفقیت کامل از بحث در مورد موضوع پرهیز کنید و ممکن است که نیاز باشد از تمام مجله‌ها ، کتاب‌ها و منابع معتبر انتقاد کنید . صلاحیت شواهد را رد کنید ، حتا دعوی را که توسط دولت ابلاغ گردیده را بی‌ ربط و بی‌ معنی تلقی‌ کنید .
20
 مدارک غلط . در صورت امکان ، مدارک و شواهد جدیدی را که برای ایجاد مشکل در روند پیگیری است طراح کرده و بسازید به طوری که ابزار خوبی‌ برای غیر مهم جلوه دادن پیامد‌ها یا مانعی بر وضوح مساله باشد . بهترین کاربرد آن وقتی‌ است که جرم از پیش طراحی شده . به این وسیله برای دستیابی به اهداف مورد نظر مدارکی ساخته میشود که به راحتی‌ قابل تفکیک از واقعیت نیست 
21
 تقاضای هیئت تحقیقی ویژه ، هیئت ژوری عالی‌ ، انجام تحقیقات ویژه و یا استفاده از سیستم‌های این چنینی را بکنید . پروسه در حال انجام را واژگون کنید و پروسه جدید را به نفع خودتان خنثی کنید. بدون بحث در خصوص موا رد ,  تمام اتهامات  را رفع کنید . وقتی‌ که زمان برگزاری رسید مدارک و شواهد باید به صورت سرّی بررسی‌ گردد . در این موقع اگر شما هیئت را در طرف خودتان دارید ، ممکن است هیئت هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای صدور اجازه تحقیق برای محققین ندهد و آنها از دستیابی به مدارک محروم بمانند . وقتی‌ که حکم آمد و نتیجه مورد نظر کسب شد مساله از لحاظ قانونی‌ کاملا بسته در نظر گرفته میشود . کاربرد اصلی‌ مساله زمانی‌ است که گناهکار باید بی‌ گناه جلوه کند و شخصی‌ که باید مسئولیت قبول کند نقش قربانی را بازی می‌کند 
22
 یک حقیقت جدید ابداع کنید . محققین ، گروه‌ها ، مولفین و رهبران خود را ایجاد کنید یا گروه‌های موجود را متقاعد کنید به نفع شما حقیقت جدید را به شکل علمی‌ ، یا با تحقیقات ، یا بازرسی و شواهد جدیدی که نتیجه گیری مطلوب را ناشی‌ میشوند ابداع نمایند . در این صورت شما میتوانید با قدرت به مسائل برخورد کنید ، اگر مجبور هستید که در مورد مسائل صحبت کنید. 


23

انحراف شدید اذهان عمومی‌ . اگر تا اینجا هیچ کدام از موارد موجود به حل کردن مورد کمکی‌ نکرده است ، یا مطلب دچار پوشش ناخواسته خبری گردیده است و یا بصورت سریالی در آماده است ، داستان‌های بسیار جدید و بزرگ درست کنید و یا مسائلی‌ را بزرگنمایی کنید که رسانه‌‌ها سردرگم شوند .
24
 منتقدین را خاموش کنید . اگر تمام موارد فوق قالب نیامدند طرف مقابل را به شکلی‌ از گردونه حذف کنید به شکلی کاملن مطمئن این کار را انجام دهید که نیاز به برخورد با موضوع کلا از بین برود ،


 این ممکن است منجر به مرگ بازداشت ، دستگیر کردن تهدید و یا تخریب شخصیت آنها با افشاگری علیه آنها  گردد . به روش‌های ارعاب و تهدید مرسوم مساله را حل کنید .
25
 ناپدید شوید اگر شما رازدار بسیاری از موارد هستید یا خیلی‌ مساله داغ شده است ... ه

آیا باور دارید که رهبران ما دروغ می‌گویند تا برنامه‌های خودشان را پیش ببرند ؟ اگر چنین است ما چه باید بکنیم ؟ چه میتوانیم بکنیم و چه خواهیم کرد . خواننده عزیز لطف کنید و دررابطه با این موضوع نقطه نظرات خود را اظهار نمایید .

ترجمه مقاله , تام ریتربوش

ترجمه  علی‌ دروازه غاری


و آرش سیاوش

Friday, December 16, 2011

ما ایرانی‌‌های ...



داستانی که امشب برای شما مینویسم یک داستان کاملا واقعی‌ است . داستانی بر اساس واقعیت محض ،

م آمد ، م شروع کرد با افتخار تعریف کردن از این که چطور به یک دختر آسیائی تجاوز کرده ، از این گفت که چطور دختر را در یک اتاق گیر انداخت ، چطور فریاد‌های دختر را با مالیدن دختر بدبخت خاموش کرده ، از این گفت که چطور دختر بدبخت التماس میکرد تا دوستانش به کمکش بیایند و از این که چطور در نهایت دختر را خاموش کرد و از این میگفت که در پایان دختر تن‌ داده بود به آمیزش جنسی‌ ، و از این که دختر در پایان حالش بد بود , از این رابطه ناخواسته ، میگفت ، میگفت و میگفت . با افتخار ، من در جایگاهی نبودام که او را توبیخ کنم ، به گفتن یک کثافت پلشت اکتفا کردم



همین امشب ، ه یک ایرانی‌ دیگر مجبور بود این خاک را ترک کند و به ایران برگردد ، ه ۱۷ سال دارد ، ه ، معتاد است ، ه به من گفت که در سنّ ۱۱ سالگی معتاد شده ، ه به من گفت که دلیل اعتیادش این است که خواهرش برای این که خودش را از حتک حرمت نجات بدهد . خودش را از ماشین پرت کرده بیرون .خانواده ه او را به دست روانکاو سپردند ، برادر ه نیز امروز به خواهرش پیوسته .  گفت خواهرش نمیخواسته به او تجاوز شود خودش را پرت کرده از ماشین  یک ماشین دیگر او را زیر کرده و جوان مرگ شده . به من گفت که معتاد شده ، و من دیدم که یک ایرانی‌ نابود شده بخاطر یک ایرانی‌ دیگر .

اگر ما خودمان را اصلاح میکردیم ، اگر  به جای این همه کار سیاسی یک کار ، فقط یک کار فرهنگی‌ میکردیم ، شاید این  یک داستان بود نه یک واقعیت محض .



 ایران با هرگز گره خورده . 

Friday, August 26, 2011

فوتبال و زندگی‌



من زیاد فوتبالی نبودام ، برای من جذاب نیست ، بخاطر همین وقتی‌ جدیدا توی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نگاه می‌کنم 

ظاهراً جو توی ایران داره به سمت یک تابع فوتبالی میره میدونم که طبیعه یا نه.

احساس می‌کنم که خیلی‌ دیگ آش فوتبال شور شده ، بخاطر همین توجه شما رو به چند نکته جلب می‌کنم .

یک ، فوتبال عامل دعوای زن و شوهرهایی است که در خانه تلویزیون دارند .

دو ، اگر عادل فردوسی‌ پور کلّ نظام را زیر سوال ببرد هیچ اتفاقی‌ نمی‌افتد

دو و نیم ، وقتی‌ داشتید بازی فوتبال استقلال و فجر سپاسی را نگاه میکردید سپاه پاسداران مخابرات را خرید .

سه ، اس‌ام‌اس هایی که برای برنامه نود میرود نشان میدهد که سپاه پاسداران میتواند چند نفر مزدور استخدام کند . 

چهار ، لیگ‌های اروپا بسیار جذاب تر از لیگ ایران هستند .

پنج ، فوتبال برای تو نه کفش میشود نه لباس نه خانه نه برای بچه‌های تو نان میشود 

شیش ، اگه شما نتوانید این مسائل رو ببینید و خیلی‌ هم در این مساله غرق باشید ، این اسمش تحمیق شدن هست .